پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • حضرت فاطمه(عليهاالسلام) بر كرسي تربيت  
  • 1390-02-10 14:34:58  
  • تعداد بازدید : 40   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  

     

     

    آموزش‎هاى سياسى و عبادى

    انسان بايد از سويى رسم بندگى بياموزد، تا حق خداوند را بجا آورد و از طرفى براى خدا به خدمت ‏به خلق بپردازد تا وظيفه سترگ اجتماعى خويش را به انجام برساند و از اصلى‏ترين وظايف پدر و مادر آموزش كودكان و آماده ساختن آنان براى انجام دادن اين دو وظيفه بزرگ است.

    الف) آموزش بندگى

    اگر چه عبادت، وظيفه بالغان و مكلفان است ولى كودكان نيز نبايد از اين فيض محروم بمانند بلكه بايد در سنين خردسال با عبادت و راز و نياز و شب‏زنده‏دارى آشنا شده براى اين امور آماده شوند.

    پدران و مادرانى كه تنها به خورد و خواب و كفش و لباس كودكانشان مى‏انديشند و به تغذيه روحى و اشباع بعد معنوى آنان توجه نمى‏كنند هرگز فرزندانى كامل و صالح تحويل جامعه نخواهند داد و روح سوخته و تشنه‏كام فرزندانشان از اين نگرش يك‏سويه آنان به خداى شكايت ‏خواهد برد.

    پدر و مادر در ضمن اين كه خود اهل عبادت و نيايش و شب‏زنده‏دارى هستند بايد كودكان خويش را با بهترين شيوه‏ها و مناسب‎ترين روش‎ها به اين سوى هدايت كنند. از اين رو در روايات اسلامى دستور داده شد كه به هنگام راز و نياز شبانه و عبادت كودكان را بيدار كنيد تا آنان از نگاه به عبادت و تضرع و زارى پدر و مادر درس‎هاى فردا را فرا گيرند. ما در نمونه‏هايى از روايات مشاهده مى‏كنيم كه كودكان فاطمه(عليهاالسلام) شاهد عبادت‎ها و شب‏زنده‏داري‎هاى مادر بوده‏اند.

    در روايات اسلامى دستور داده شد كه به هنگام راز و نياز شبانه و عبادت كودكان را بيدار كنيد تا آنان از نگاه به عبادت و تضرع و زارى پدر و مادر درس‎هاى فردا را فرا گيرند. ما در نمونه‏هايى از روايات مشاهده مى‏كنيم كه كودكان فاطمه(عليهاالسلام) شاهد عبادت‎ها و شب‏زنده‏داري‎هاى مادر بوده‏اند.

     

    امام حسن مجتبى‏(عليه‎السلام) مى‏گويد: شب جمعه‏اى مادرم را ديدم كه در محراب عبادت ايستاده بود و هماره در ركوع و سجود بود تا سپيده دميد، در تمام اين مدت مى‏شنيدم كه براى مؤمنين و مؤمنات دعا مى‏كرد و آنان را نام مى‏برد و هيچگاه براى خودش دعا نكرد. به او گفتم: مادر جان چرا براى خودت دعا نكردى و همه‏اش براى ديگران دعا نمودى؟! فرمود: فرزندم اول همسايه سپس خانواده.

    در نمونه‏اى ديگر مى‏بينيم كه حضرت زهرا(عليهاالسلام) چگونه كودكان خويش را به عبادت و شب‏زنده‏دارى وا مى‏دارد. اميرمؤمنان على(عليهالسلام) فرمود: شب قدر را دهه آخر ماه مبارك رمضان بجوييد... وقتي دهه آخر ماه رمضان فرا مى‏رسيد پيامبر بستر را نمى‏گسترد و كمر همت(براى عبادت) را محكم مى‏نمود و وقتي شب بيست و سوم فرا مى‏رسيد خانواده‏اش را بيدار مى‏كرد و (هر گاه خوابشان مى‏گرفت) به صورتشان آب مى‏پاشيد. و حضرت زهرا(عليهاالسلام) در اين شب نمى‏گذاشت هيچ يك از افراد خانواده‏اش به خواب روند و آنان را با خوراندن غذاى كمتر براى اين شب‏زنده‏دارى آماده مى‏ساخت و خود از روز بيست و دوم براى شب‏زنده‏دارى شب بيست و سوم مهيا مى‏شد و مى‏فرمود: محروم (واقعى) كسى است كه از خير امشب محروم شود.

    ب) آماده‏سازى براى جهاد

    اسلام اگر چه به لطافت‎هاى معنوى و روحى و عرفانى توجه بسيار كرده است و از عشق و محبت و صلح و صفا بسيار سخن گفته و به آن دعوت نموده است، اما مسلمان يك بعدى و فاقد غيرت دينى را نمى‏پسندد. اسلام در كنار نماز، جهاد را مطرح مى‏كند و مى‏گويد: آن كه جهاد نكرده و يا خويش را براى آن آماده نساخته است چون بميرد به گونه‏اى از نفاق بميرد.

    انسان مسلمان همانگونه كه خويش اهل جهاد و دفاع از ارزش‎هاى دينى است‏ بايد فرزندان خود را هم مبارز و غيور و داراى شهامت دفاع از آرمان و عقيده بپروراند. در صحنه مسؤوليت‎هاى اجتماعى و جهاد و تلاش براى حفظ اسلام حضرت فاطمه(عليهاالسلام) را مى‏بينيم كه در دوران مصيبت‏بار و اندوه‏خيز پس از پيامبر يك تنه در مقابل انحراف حكومت ايستاده است و در اين راه فرزندان خردسال خويش را هم در كوران اين مبارزه و كانون داغ اين كوره ملتهب قرار داده و آنان را به خط مقدم جبهه مبارزه عليه جهالت مسلط و فرمانروايى نابحق مى‏برد.

    امام حسن مجتبى‏(عليه‎السلام) مى‏گويد: شب جمعه‏اى مادرم را ديدم كه در محراب عبادت ايستاده بود و هماره در ركوع و سجود بود تا سپيده دميد، در تمام اين مدت مى‏شنيدم كه براى مؤمنين و مؤمنات دعا مى‏كرد و آنان را نام مى‏برد و هيچگاه براى خودش دعا نكرد. به او گفتم: مادر جان چرا براى خودت دعا نكردى و همه‏اش براى ديگران دعا نمودى؟! فرمود: فرزندم اول همسايه سپس خانواده.

     

    سلمان مى‏گويد: (پس از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله و بيعت ‏سقيفه) چون شب مى‏شد حضرت على(عليه‎السلام) فاطمه را سوار بر مركبى مى‏كرد و در حالى كه دست ‏حسن و حسين را گرفته بود به در خانه تمامى مبارزان بدر - از مهاجرين و انصار - مى‏رفت و حضرت على(عليه‎السلام) حقانيت ‏خويش را برايشان بيان مى‏كرد و آنان را به يارى خود مى‏خواند ولى جز چهل و چهار نفر به او پاسخ مثبتى نمى‏دادند. حضرت على(عليه‎السلام) به همين عده (چهل و چهار نفر) فرمان مى‏داد كه صبحگاهان با سلاح در حالى كه سرهاى خود را تراشيده باشند براى بيعت كردن براى شهادت حاضر شوند ولى در پگاه جز چهار نفر حاضر نمى‏شدند و اين جريان سه شب تكرار شد و چون حضرت على(عليه‎السلام) اين بى‏وفايى را ديد در خانه نشست ... و آنگاه كه همه راه‎هاى مبارزه را بر روى حضرت فاطمه(عليهاالسلام) بستند او دست‏ به مبارزه‏اى منفى با سلاح اشك و گريه زد. او با گريه خويش و اظهار ناراحتى از وضعيت موجود به بهترين وجه، پرده تزوير را از چهره حكومت غاصبانه دريد و نارضايتى خاندان پيامبر را بارها اعلام نمود. در اين مبارزه نيز كودكان فاطمه در كنار اويند. با اين كه معمولا مادران گريه خود را از كودكانشان پنهان مى‏كنند ولى او حسن و حسين(عليهماالسلام) را هماره شاهد و ناظر گريه خويش مى‏گيرد و آنان را همه جا مى‏برد تا درس شهامت، شجاعت، مبارزه بياموزند و مظلوميت و غربت دين خدا و ولى خدا على(عليه‎السلام) را با تمامى وجود خويش درك كنند و خود را آماده كنند تا در موقع لازم و بصورت مناسب و به شيوه صحيح به يارى او بشتابند.

    ابتدا فاطمه، شهر مدينه و كنار گورستان بقيع را ميدان مبارزه خويش با بدعت‎ها و تحريف‎ها و غصب خلافت قرار داد و حسنين در اينجا در كنار مادر بودند.

     

    علامه مجلسى مى‏نگارد: پس از شكايت ‏بزرگان مدينه از گريه‏هاى حضرت زهرا(عليهاالسلام) اميرالمؤمنين (عليه‎السلام) در بيرون مدينه در كنار بقيع خانه‏اى براى زهرا بنا كرد كه آن را «خانه اندوه‏» (بيت الاحزان) مى‏ناميدند چون صبحگاهان فرا مى‏رسيد زهرا در حالى كه گريان بود حسن و حسين(عليهماالسلام) را پيشاپيش فرستاده، خود از پشت ‏سر آنان حركت مى‏كرد و به بقيع مى‏رفت و هماره گريه مى‏كرد. تا آنكه شب فرا مى‏رسيد. در آن هنگام حضرت على(عليه‎السلام) به بقيع مى‏رفت و آنها را به خانه باز مى‏آورد.

    وقتي شب بيست و سوم فرا مى‏رسيد خانواده‏اش را بيدار مى‏كرد و (هر گاه خوابشان مى‏گرفت) به صورتشان آب مى‏پاشيد. و حضرت زهرا(عليهاالسلام) در اين شب نمى‏گذاشت هيچ يك از افراد خانواده‏اش به خواب روند و آنان را با خوراندن غذاى كمتر براى اين شب‏زنده‏دارى آماده مى‏ساخت و خود از روز بيست و دوم براى شب‏زنده‏دارى شب بيست و سوم مهيا مى‏شد و مى‏فرمود: محروم (واقعى) كسى است كه از خير امشب محروم شود.

    و زمانى نيز حضرت فاطمه زهرا(عليهاالسلام) به ديدار شهداى احد و عمويش حمزه مى‏رفت و آنجا به گريه سياسى خويش مى‏پرداخت و پرده‏هاى دروغ و خيانت و تزوير حاكم را مى‏دريد. شايد در اين سفرها هم كودكان را به همراه داشت.

    و چون حضرت فاطمه(عليهاالسلام) براى اعتراض به غصب فدك و آشكار ساختن چهره سلطه غاصبانه حكومت ‏به مسجد رفت و با خطبه‏اى شگفت‏ به دفاع از حق خويشتن و حق ولايت پرداخت آنگونه كه همه حاضران را به گريه واداشت. باز دختر خردسالش زينب همراه او بود و اين خطبه را به تمام و كمال براى آيندگان ضبط كرده و نقل فرمود.

    و هنگامى كه حاكمان غاصب از حضرت فاطمه(عليهاالسلام) گواه خواستند تا بر ادعاى او نسبت‏ به فدك شهادت دهد او دو كودك خود را به عنوان گواه به بيدادگاه آنان آورد و آن دو شهادت دادند اگر چه شهادت دو سرور جوانان بهشت، و اميرمؤمنان و ام ايمن (زنى كه به شهادت همه مسلمانان پيامبر به بهشتى بودن او شهادت داده بود) هرگز حقى را ثابت نكرد و به نفع حضرت زهرا(عليهاالسلام) حكمى صادر نشد.

    و باز در همين جريان اعتراض به غصب فدك فاطمه و على(عليه‎السلام) براى اتمام حجت در خانه تمام مهاجران و انصار مى‏روند و آنان را به يارى مى‏خوانند ولى كسى آنان را يارى نمى‏كند و در اين استمداد شبانه حسن و حسين هماره همراه فاطمه و على(عليهم‎السلام)اند.

    امام صادق(عليه‎السلام) مى‎فرمايد: حضرت فاطمه(عليهاالسلام) پس از پيامبر هفتاد و پنج روز بزيست و هرگز خوشحال و خندان ديده نشد. او هر هفته دوشنبه و پنجشنبه، سراغ قبور شهداى (احد) مى‏آمد. و در اين سفرها شرح مبارزات نبرد احد را بيان مى‏كرد و مى‏گفت: در اين جا رسول خدا ايستاده بود و در اين مكان مشركان ايستاده بودند. و تا هنگام شهادت در آنجا نماز مى‏گذارد و دعا مى‏كرد.

    و ثقة المحدثين قمى از شيخ مفيد نقل مى‏كند كه: حضرت فاطمه زهرا(عليهاالسلام) پس از رحلت پيامبر(صلي الله عليه و آله) هر صبح و شام به زيارت قبر حمزه مى‏آمد.

    فردى به نام محمود بن ‏لبيد مى‏گويد: پس از رحلت رسول خدا(صلي الله عليه و آله) فاطمه(عليهاالسلام) به سراغ قبر شهدا و قبر حمزه مى‏آمد و آنجا مى‏گريست. در يكى از روزها او را در كنار قبر شهدا ديدم به محضرش آمده او را سلام گفتم و عرض كردم اى سرور زنان بخدا سوگند رگ قلبم را با اين گريه‏هايت ‏بريدى.

    حضرت فاطمه(عليهاالسلام) فرمود: مرا شايسته است كه اينگونه بگريم كه پدرى مثل رسول خدا را از دست داده‏ام ... سپس مفصل به مسائل سياسى روز پرداخته و جريان غصب خلافت را توضيح داد و با عبارت‎هايى بسيار زيبا و آهنگين و همراه با استدلال به آيات قرآن و سنت رسول الله حقانيت اميرالمؤمنين را بر وى اثبات نمود.

    علامه مجلسى مى‏نگارد: پس از شكايت ‏بزرگان مدينه از گريه‏هاى حضرت زهرا(عليهاالسلام) اميرالمؤمنين (عليه‎السلام) در بيرون مدينه در كنار بقيع خانه‏اى براى زهرا بنا كرد كه آن را «خانه اندوه‏» (بيت الاحزان) مى‏ناميدند چون صبحگاهان فرا مى‏رسيد زهرا در حالى كه گريان بود حسن و حسين(عليهماالسلام) را پيشاپيش فرستاده، خود از پشت ‏سر آنان حركت مى‏كرد و به بقيع مى‏رفت و هماره گريه مى‏كرد. تا آنكه شب فرا مى‏رسيد. در آن هنگام حضرت على(عليه‎السلام) به بقيع مى‏رفت و آنها را به خانه باز مى‏آورد.

    البته اثر اين تربيت ‏سياسى را به خوبى در زندگى كودكانش مى‏بينيم كه چگونه بزودى همين راه مادر را ادامه داده به غاصبان خلافت اعتراض مى‏كنند.

    اميرمؤمنان(عليه‎السلام) مى‏فرمايد: روز جمعه‏اى خليفه اول بر منبر بالا رفت تا خطبه بخواند امام حسين (عليه‎السلام) برخاست و فرمود: اين جايگاه پدر من است نه جايگاه پدر تو. خليفه اول گريست و گفت: آرى منبر از آن پدر توست و پدر مرا منبرى نيست.

    در خلافت خليفه دوم نيز امام حسين (عليه‎السلام) در ميان سخنان وي بپا خاست و فرياد زد: از منبر پدرم رسول خدا(صلي الله عليه و آله) فرود آى اين منبر پدر تو نيست.

    وي گفت: آرى به جان خودم سوگند اين منبر از آن پدر توست و پدر مرا منبرى نيست. آيا اين سخنان را پدرت على به تو آموخته است؟

    امام حسين(عليه‎السلام) فرمود: اگر آنچه را پدرم بفرمايد، فرمان برم او هدايتگر و من هدايت ‏شده خواهم بود. بيعت ‏با پدرم كه جبرئيل آن را از جانب خداى فرود آورد بر گردن اين مردمان است و آن را انكار نمى‏كنند مگر آنكه منكر كتاب خدا باشند. اين مردم با قلب‎هاشان بدان يقين دارند و با زبانشان انكار مى‏ورزند واى بر آنان كه حق ما اهل بيت را انكار مى‏كنند چگونه با رسول خدا(صلي الله عليه و آله) روبرو خواهند شد با خشمى مداوم و عذابى‏ شديد... 

     


     

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com