پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • رسول اكرم(ص) وامام حسن عليه السلام  
  • 1389-11-04 12:26:21  
  • تعداد بازدید : 68   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • از امام صادق (ع) روايت شده كه پيامبر گوسفندى براى حسن قربانى كرد و فرمود: پروردگارا، او را به محمد و آلش ببخش. و نيز روايت شده كه حضرت موى سرش را تراشيد و هم وزن آن - كه يك درهم و چيزى افزون بود- نقره به مستمندان داد و از آن هنگام سنت عقيقه و صدقه دادن هم وزن موى سر نوزاد مرسوم گرديد.  

    امام حسن از نظر اخلاق و عبادت ، شبيه ترين مردم به رسول خدا بود. از انس بن مالك نقل شده كه گفت: «لم يكن احد اشبه برسول الله من الحسن بن على ; هيچ كس همچون حسن بن على شباهت به رسول خدا نداشت.» پيامبر امام حسن را بسيار دوست مى داشت و همواره او را نوازش مى كرد.  

    مسلم در صحيح و ابن كثير در البداية و النهاية به نقل از براء بن حازب روايت كرده اند كه گفت: پيامبر را ديدم در حالى كه حسن را روى شانه خود گرفته بود و مى فرمود: پروردگارا من او را دوست دارم، پس تو نيز دوستش بدار.  

    عايشه نيز روايت كرده است كه پيامبر امام حسن را در آغوش مى گرفت و مى فرمود: «پروردگارا، اين فرزند من است، من  او را دوست دارم و هر كس او را دوست دارد من نيز او را دوست مى دارم.»

    روزى رسول خدا حسن را بر شانه هايش سوار كرده بود، مردى بر او گذشت و گفت: چه نيكو مركبى سوار شده اى اى كودك! پيامبر فرمود: و چه برتر سوارى است او! پيامبر درباره او و برادرش بارها مى فرمود: «اينان دردانه هاى من در دنيا هستند، هر كس مرا دوست دارد آنها را دوست داشته باشد.» و نيز فرمود: «لو كان العقل رجلاً لكان الحسن.; اگر قرار بود عقل به صورت انسانى مجسم شود همانا به صورت حسن جلوه مى كرد.» و به حسنين مى فرمود: انا سلم لمن سالمهم و حرب لمن حاربهم.  

    انس ابن مالك گويد: روزى حسن بر پيامبر وارد شد. خواستم او را از پيامبر دور سازم پيامبر فرمود: و يحك يا انس! دع ابنى و ثمرة فؤادى فان من آذى هذا فقد آذانى و من آذانى فقد آذى الله.

    واى بر تو اى  انس! فرزند و ميوه دلم را رها كن. هر كس اين كودك را بيازارد مرا آزرده است و هر كس مرا بيازارد خداوند را آزرده است.

    emamhasanmojtabaShahroudi.Com(7).jpg - 300x225 - 32.12 kb

    محبت رسول خدا نسبت به حسن و برادرش حسين چنان بود كه خطبه خود را در مسجد قطع مى كرد و از منبر فرود مى آمد تا آن دو را در آغوش گرم خود بگيرد.

    و همواره مى فرمود: احب اهل بيتى الىَ الحسن و الحسين...; محبوب ترين افراد خاندانم نزد من حسن و حسين است.

    در كتاب اسدالغابة از عمر بن ابى سلمه، پسر همسر رسول خدا، نقل شده است كه گفت: پيامبر در خانه ام سلمه بود كه اين آيه نازل شد:

    انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس... خداوند اراده كرده است كه از شما اهل البيت پليدى را بزدايد و پاكيزگيتان ببخشد.

    در اين هنگام حضرت دختر خود فاطمه و حسن و حسين را فرا خواند و عبايى بر آنها پوشاند و در حالى كه على (ع) پشت سر او ايستاده بود فرمود: اللهم هولاء اهل بيتى فاذهب عنهم الرجس و طهر هم تطهيرا ; بار پروردگارا اينان اهل بيت من هستند، پليدى را از آنها دور فرما و آنان را پاكيزه گردان.

    ام سلمه از آن حضرت پرسيد: آيا من نيز جزء آنان هستم؟ حضرت فرمود: تو در جايگاه خودت هستى، جايگاه تو بسيار نيكوست.

    در روز مباهله در پاسخ نصارى كه به پيامبر گفته بودند چرا با اصحاب بزرگوار و ياران و پيروان شايسته ات با ما مباهله نمى كنى؟ «و فقط اين دو كودك و پدر و مادر آنها را با خود آورده اى» فرمود:

    اجل، اباهكم بهؤلا خير اهل الارض و افضل الخلق ; شگفتا! من با بهترين مردم روى زمين و نيكوترين آفريده هاى خدا با شما مباهله مى كنم.

    و درباره امام حسن فرمود: و هو سيد شباب اهل الجنة و حجة الله على الامة امره امرى و قوله قولى من تبعه فانه منى و من عصاه فانه ليس منى ;

    حسن سرور جوانان اهل بهشت است و حجت خدا در ميان امت. فرمان او فرمان  من است و گفتارش، گفتار من، هر كس او را پيروى كند از من است و هر كس از او نافرمانى كند از من نيست.

    در بعضى از نصوص آمده است كه پيامبر پرسش هايى را به امام حسن ارجاع مى داد تا به آنها پاسخ گويد. و موارد زيادى حضرت امير پرسش كنندگان را براى دريافت پاسخ به پسرش حسن هدايت مى كرد.

    امام حسن مدت هفت سال از عمر شريفش را در دامان پر مهر و محبت جدش، رسول خدا سپرى كرد. اين سالها گر چه اندك بود، اما قادر بود تا سيماى شخصيت پيامبر عظيم الشأن اسلام را در امام متبلور سازد و آن حضرت را شايسته نشان افتخارى نمايد كه جدش بدو بخشيد ; آنگاه كه به حسب روايتى خطاب به امام حسن فرمود:

    اشبهتَ خلَقى و خُلقى ; تو از لحاظ خلق و خوى و آفرينش مانند من هستى.


      

     

    اين سالها، سالهاى كودكى و سالهاى پاكى و بى آلايشى او بود و جدش هر چه را مى خواست در لوح ضميرش نقش مى زد و آنچه از آسمان بدو مى رسيد به او منتقل مى كرد. پيامبر در هر فرصت و مناسبت مردم را درباره امام حسن و امام حسين سفارش مى نمود و امامت آن دو بزرگوار را مطرح مى كرد و مى فرمود:اين دو تن امامى هستند كه در هر كار و اقدامى راهبرند. پروردگارا من آنان را دوست دارم تو نيز دوستشان بدار و دوستدارانشان را نيز دوست داشته باش. يا مى فرمود: اين دو امام هستند خواه قيام كنند، خواه سكوت كنند. پيامبر لطيف ترين تعبيرات را در ستايش او و برادرش حسين به كار ميبرد و آن دو را چنان عزيز مى داشت كه حتى دشمنان اهل بيت نيز بعدها وقتى به ياد برخوردهاى رسول خدا با آنها مى افتادند بى اختيار نسبت به آنها احساس احترام كرده و در برابر آنان خضوع به خود مى گرفتند.

    كتاب سيره معصومان 

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com