پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
Monday 25 September 2017 - الإثنين 04 محرم 1439 - دوشنبه 3 7 1396
 
 
 
 
 
 
  • هجوم به خانه وحى و آتش زدن درب  
  • 1392-10-18 11:59:45  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • هجوم به خانه وحى و آتش زدن درب

    اگر چه روايات پيرامون  اين موضوع در كتب اهل سنت بسيار زياد است، ولى ما در اينجا فقط به ذكر پاره اى از آنها اكتفا مى كنيم، وتحقيق و مطالعه بيشتر را به خوانندگان عزيز واگذار مى نمائيم  .


    ابن أبى شيبه (متوفى 235 ه.ق) در كتاب خود به نام«المصِّنف» جلد هفتم صفحه 432 روايت شماره 37045(چاپ بيروت) چنين مى نويسد:
    «عمر بسوى خانه فاطمه روانه شد، وگفت: اى دختر پيامبر بخداقسم هيچكس نزد ما، دوست داشتنى تر از پدرت نيست وبعد از پدرت  هيچكس نزدما،دوست  داشتنى تر از تو نيست، ولكن بخدا قسم! اين محبت مانع از آن نمى شود كه اين افرادى را كه نزد خود جمع كرده اى دستور بدهم خانه را بر آنها بسوزانند.»
    ابن قتيبه (متوفى 276 ه.ق) در كتاب خود بنام «الامامة والسياسة» جلد اول صفحه 12 چاپ مصر چنين مى گويد:
    «پس ابوبكر،عمر را به دنبال آنها كه در خانه على جمع شده بودند فرستاد پس آنها از خارج شدن از خانه خوددارى نمودند در اين هنگام عمر دستور داد كه: هيزم حاضر كنيد و خطاب به اهل خانه گفت: قسم به آن كس كه جان عمر در دست اوست !بايد خارج شويد والّا خانه را با اهلش به آتش مى كشم .
    شخصى به عمر گفت :آيا مى دانى كه فاطمه دراين خانه است؟! عمر گفت :اگر چه فاطمه در خانه باشد!»

     

    لازم به ذكر است كه بعضى از علماى اهل تسنّن مؤلف كتاب «الامامة و السياسة» را شخصى غير از ابن قتيبه مى دانند ومى گويند براى يكى از علماى هم عصر ابن قتيبه است، پس ما در جواب آنها مى گوئيم محمد فريد وجدى در«دايرة المعارف اسلامى» جلد سوم، صفحه 750، چنين مى گويد:
    «كتاب « الامامة و السياسة»ابن قتيبه يكى از قديمى ترين ومطمئن ترين كتاب هادر مسائل خلافت اسلامى مى باشد.»
    3- بلاذرى (متوفى 279 ه. ق) در كتاب خود به نام «انساب الأشراف» چاپ مصر جلد اوّل صفحه 586، تحت عنوان «امرالسقيفه» در حديث شماره 1184 چنين مى نويسد:
    «ابابكر براى بيعت گرفتن از على، به دنبال وى فرستاد، پس على بيعت نكرد. در اين هنگام عمر با شعله اى آتش روانه خانه على شد، فاطمه در پشت درب با او مواجه شده و گفت: اى پسر خطاب! آيا تو را در حال آتش زدن خانه ام مى بينم؟!
    عمر گفت: آرى! اينكار من از دين پدر تو محكم تر است.»


    4- طبرى (متوفى 310 ه.ق) در كتاب خود به نام «تاريخ الاُمم و الملوك» جلد دوم صفحه 443 چاپ بيروت چنين مى گويد:
    «زمانى كه «طلحه» و «زبير» و عده اى از مهاجرين در خانه على (عليه السلام) جمع شده بودند عمر بن الخطاب به آنجا آمد و گفت:
    به خدا قسم! براى بيعت خارج  شويد و الاّ خانه را بر شما مى سوزانم».
    5- مسعودى (متوفى 346 ه.ق) در كتاب خود به نام «اثبات الوصيه» صفحه 142 تحت عنوان «حكاية السّقيفه» مى گويد:
    «... پس اميرالمؤمنين با عده اى از پيروان و شيعيانش در منزلش دست به مبارزه (منفى) زدند چون پيامبر به وى چنين دستورى داده بود در اين هنگام عده اى به خانه اش حمله ور شده و به آنجا هجوم آوردند و درب خانه اش را به آتش كشيدند و او را به زور از خانه خارج كردند، آنها سيّده زنان (فاطمه(عليها السلام)) را در پشت درب فشار سختى دادند به حدى كه محسن را سقط كرد».

     

    6- ابن عبدربّه (متوفى 328 ه.ق) در كتاب خود به نام «عقد الفريد» جلد سوم صفحه 64، چاپ مصر چنين مى نويسد.
    «ابوبكر به عمر دستور داد: «اگر از خارج شدن از خانه خود دارى كردند با آنها به جنگ بپرداز» پس عمر با شعله اى از آتش روانه خانه فاطمه شد تا آنجا را به آتش بكشد در اين هنگام عمر با فاطمه (عليها السلام) برخورد كرده فاطمه به وى گفت: اى پسر خطاب! آيا براى آتش كشيدن خانه ما آمدى؟! عمر گفت: آرى! مگر آنكه با ابوبكر بيعت كنيد چنانچه امت چنين كردند...».
    7- شهرستانى (متوفى 548 ه.ق) در كتاب معروف خود «الملل و النّحل» در جلد اول صفحه 57 چاپ بيروت چنين مى گويد:
    «از جمله عقايد نظام آن بود كه مى گفت:
    عمر به خانه فاطمه(عليها السلام) حمله ور شده و فرياد مى زد: خانه را با اهلش به آتش بكشيد در حالى كه كسى در خانه نبود مگر على و فاطمه و حسن و حسين».

    بعضى ها براى ردّ مطلب ابراهيم بن سيّار بن هانى معروف به نظام او را رئيس فرقه نظاميه خوانده اند و بعضى ها او را از صوفيه قلمداد كرده اند در اين مورد هم با استفاده از كتب رجال اهل تسنّن مذهب او را مشخص مى كنيم.
    ـ خطيب بغدادى در جلد 6 صفحه 96 از «تاريخ بغداد» چنين مى گويد:
    «ابراهيم بن سيار أبو اسحاق النظام يكى از بزرگان اهل نظر و كلام بود و بر مذهب معتزلى واو در اين مورد كتابهايى دارد».
    ـ ابن حجر عسقلانى در «لسان الميزان» جلد 1 صفحه 96 مى نويسد: «ابراهيم بن سيار من رؤوس المعتزله و كان شاعراً بليغاً و له كتب كثيرة فى الاعتذال».
    ـ ابن حزم در«طوق الحمامة» صحفه 127 چنين مى گويد: «ابراهيم بن سيّار النظام رأس اهل الاعتذال مع علوّ طبقته فى الكلام و تمَكّنه فى العلم و تكلّمه فى المعرفة».
    8 ـ ابن ابى الحديد (متوفاى 655 ه. ق)
    در«شرح نهج البلاغه» جلد دوم صفحه 56(چاپ بيروت) از قول جوهرى([1]) چنين مى نويسد:
    «... عمر به طرف آنها حركت كرده و به آنها گفت: قسم به آن كس كه جانم در دست اوست يا اينكه براى بيعت كردن از خانه خارج شويد يا آنكه خانه را بر شما به آتش مى كشيم».
    و همچنين در همان صفحه از قول ابوبكر جوهرى مى نويسد:
    «... در اين هنگام عمر جهت آتش زدن خانه بر ايشان حمله ور شد كه زبير با شمشير از خانه به طرف عمر خارج شد».
     و همچنين در جلد دوم صفحه 57 از «شرح نهج البلاغه» مى نويسد:
    «ابوبكر گفت: اى عمر، و اى خالد بن وليد: برخيزيد و به مكان آنها رفته و آن دو را به نزد من بياوريد».
    پس آن دو به طرف خانه على روانه شدند، عمر داخل خانه شد و خالد بن وليد در آستانه درب خانه ايستاد».
    لازم به ذكر است كه بعضاً در سنى بودن  ابن ابى الحديد شبهه كرده اند، پس در جواب مى گوئيم  «ذهبى» در كتاب «سيرة أعلام النبلاء» جلد 23 صفحه 274 مى نويسد: «ابن ابى الحديد از كبار فضلاء و ارباب كلام و نظم و نثر و بلاغت بود و به درستى كه او معتزلى بود».
    9- اسماعيل عمادالدين (متوفى 732 ه.ق) در كتاب خود به نام «المختصر فى أخبار البشر» چاپ مصر جلد اول صفحه 156 چنين مى نويسد:
    «... سپس ابوبكر به عمر بن خطاب دستور داد تا على (عليه السلام) و كسانى كه با او بودند را از خانه فاطمه (عليها السلام) خارج سازد. ابوبكر به عمر دستور داد كه اگر از بيرون آمدن از خانه خود دارى كردند با آنها جنگ كن!»
    در اين هنگام عمر با قطعه اى آتش به سوى خانه فاطمه(عليها السلام) روانه شد تا آنجا را به آتش بكشاند، پس  فاطمه (عليها السلام) گفت: كجا اى پسر خطاب؟! آيا آمده اى خانه ما را به آتش بكشى؟
    عمر گفت: آرى! مگر آنكه داخل شويد (در بيعت ابوبكر) همانطور كه امت داخل شدند.
    10- عمر رضا كحاله . از علماى معاصر اهل سنت است كه در كتاب خود به نام «أعلام النساء» چاپ بيروت در قسمت حرف «فاء» ذيل نام فاطمه بنت محمد (صلى الله عليه وآله) با ذكر سند چنين مى نويسد.
    «... عمر روانه منزل فاطمه(عليها السلام) شده و فرياد كشيد (و آنان را به خارج از خانه جهت بيعت فرا خواند) آنان از بيرون آمدن از خانه ممانعت ورزيدند، در اين هنگام عمر هيزم طلبيده و گفت: قسم به آن كس كه جان عمر در دست اوست يا از خانه خارج شويد و يا آن كه خانه را بر اهلش به آتش مى كشم!
    شخصى به عمر گفت: اى ابا حفض! در اين خانه فاطمه(عليها السلام) است!
    عمر گفت: اگر چه فاطمه (در اين خانه) باشد.»
    11- عبدالفتاح عبد المقصود از علماى معاصر اهل سنت در كتاب خود به نام «الامام على بن ابى طالب (عليه السلام)» چاپ بيروت جلد اول صفحه 190 مى گويد:
    «... آرى چنين گفته شده كه عمر بن الخطاب در اين روز در حالى كه در ميان اصحاب و معاونينش به طرف خانه فاطمه(عليها السلام)حركت مى كرد به اين نتيجه رسيد كه: آتش بهترين وسيله براى حفظ وحدت و آرامش ميان مسلمانان است!!»
    12- محمد حافظ ابراهيم از شعراى معاصر و مهم اهل سنت است ( متوفى 1351ه.ق)  در ديوان خود چاپ بيروت جلد اول صفحه 82 در قصيده عمريه مى گويد:

    وَ قَوْلَة لِعَلىًّ قالَها عُمَرُ                   اَكْرِمْ بِسامِعِها اَعْظَمْ بِمُلقِيها

    حَرَّقْتُ دارَكَ لا أَبْقى عَلَيْكَ بِها                    اِنْ لَمْ تُبايِعْ وَ بنْتُ المُصطَفى فيها

    «چه نيكو سخنى عمر به على (عليه السلام) گفت: شنونده اين كلام را گرامى بدار و گوينده اش را بزرگ بدار، به آتش مى كشم خانه ات را و نمى گذارم در آن بمانى، در صورتى كه بيعت نكنى اگر چه دختر محمد (صلى الله عليه وآله)در آن خانه باشد».


    ـ همان گونه كه در ابتداء اين قسمت اشاره شد روايات و سخنان علماى اهل سنت پيرامون اين موضوع بسيار است كه آوردن همه آنها در اين چند صفحه ممكن نيست و در اين جا به چند تن از علماى بزرگ ديگر آنها اشاره مى كنيم و از آوردن عبارتهاى آنها كه غالباً مشابه عبارتهاى گذشته است صرفنظر شد.
    ـ متقى هندى (كنزالعمال جلد 5 صفحه 651).
    ـ نويرى (نهاية الارب فى فنون الادب جلد 19، صفحه 40) .
    ـ صفدى (الوافى بالوافيات جلد 17 صفحه 311).
    ـ ابن عبدالبر (الاستيعاب جلد 3 صفحه 975).
    ـ يعقوبى (تاريخ يعقوبى جلد 2 صفحه 123)
    و... .

     

    پس روى هم رفته نتيجه مى گيريم كه اين وقايع مهم كه به صورت تصريح وگاه به صورت تأويل در كتب اهل سنت اشاره به آن شده است جز حقيقت و واقعيت مسلم چيز ديگرى نيست اگرچه برخى جاهلان ومتعصبان دربرابر آن اظهار سكوت يا انكارمى كنند و البته سخن پيرامون اين ماجرا وتحليل آن بسيار زياد است.

    والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    [1]- لازم به ذكر است كه ابوبكر جوهرى يكى از علماى قرن چهارم هجرى است كه داراى كتاب «السقيفة و فدك» مى باشد كه يكى از منابع مهم اهل تسنّن پيرامون اين موضوع است.

     

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروی شبستان امام خمینی(ره) - دفتر آیت الله العظمی شاهرودی (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونیک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com