پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Wednesday 05 August 2020 - الأربعاء 14 ذو الحجة 1441 - چهارشنبه 15 5 1399
 
 
 
  • سيره: خوى و منش  
  • 1389-11-04 12:23:47  
  • تعداد بازدید : 60   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • توجهى خاص به خداوند داشت ; آثار اين توجه را گاه از چهره او هنگام وضو در مى يافتند ; چون وضو مى گرفت، رنگ مى باخت و به لرزه مى افتاد، مى پرسيدند كه: «چرا چنين مى شوى؟» مى فرمود: «آن را كه در پيشگاه خدا مى ايستد، جز اين سزاوار نيست.»

    از امام ششم (ع) آورده اند كه: «امام حسن (ع) عابدترين مردمان زمان خويش بود و با فضيلت ترين ; چون به ياد مرگ و رستاخيز مى افتاد، مى گريست و بى حال مى شد.»

    پياده و گاه برهنه پا، 25 بار به خانه خدا رفت.


    بخشندگى


    در جود و بخشش امام حسن (ع) داستانها گفته اند از جمله :

    مردى به عثمان در حاليكه درب مسجد نشسته بود گذشت و از او عطا و بخششى درخواست نمود، عثمان فرمان داد كه 5درهم به او بدهند. آن مرد گفت: مرا به كسى راهنمايى كن كه از اين بيشتر چيزى ببخشد، عثمان گفت: نزد جوانمردانى كه در گوشه مسجد نشسته اند برو. آنان امام مجتبى(ع) و امام حسين(ع) و عبدالله بن جعفربن ابى طالب بودند. مرد نزد آنان رفت و سلام كرد و درخواست بخشش نمود.

    امام مجتبى(ع) به او فرمود: اى مرد، درخواست عطاو بخشش حلال و روا نيست مگر در يكى از سه مورد: براى دادن خونبها، براى پرداخت قرض و بدهكارى، در فقر و تهيدستيى كه موجب خفت و خوارى است. مرد گفت: به خاطر يكى از همين سه امر دست سؤال دراز كرده ام. حضرت مجتبى(ع) فرمان داد كه 50 دينار به او بدهند. امام حسين(ع) نيز به تبعيت و احترام آنحضرت 49 دينار و عبدالله نيز به تبعيت و احترام آن دو بزرگوار 48 دينار به وى عطا نمودند.(به اين وسيله به افراد محتاج مى آموختند كه در چه شرايطى دست نياز بردارند و به سيادت و بزرگوارى و كرامت روح خويش ضربه نزنند و به متدينين نيز مى آموختند كه در عين قيام به وظيفه انفاق، بصيرت و آگاهى لازم داشته باشند).

    يكى از كنيزان او، دسته گلى خوشبوى به تحفه، پيشكش كرد. امام (ع) در مقابل او را آزاد فرمود و چون پرسيدند: «چرا چنين كرد؟» فرمود: «خدا ما را چنين تربيت كرده است و اين آيه را باز خواندند:«و اذا حييتم بتحية فحيوا باحسن منها ; يعنى چون به شما هديه اى دادند، به نيكوتر، پاسخ گوييد.»

    سه بار در زندگى، هر چه داشت، را به دو قسمت تقسيم كرد و در راه خدا انفاق كرد.

    emamhasanmojtabaShahroudi.Com.jpg - 300x217 - 24.32 kb

    مردى از شام به تحريك معاويه، روزى امام را به دشنام گرفت. امام (ع) چيزى نفرمود تا ساكت شد ; آنگاه با لبخندى شيرين او را سلام گفت و فرمود: «پير مرد! فكر مى كنم غريب هستى، و گمان مى كنم در اشتباه افتاده اى، اگر از ما رضايت بخواهى، خواهيم داد و اگر چيزى بطلبى;اگر راهنمايى مى جويى، راهنماييت خواهيم كرد ; اگر بارى بر دوش دارى ; بر مى داريم و اگر گرسنه اى سيرت مى سازيم ; اگر نيازمندى، نيازت را بر مى آوريم، هر كارى دارى، در انجام آن حاضريم. و اگر بر ما وارد شوى، راحت تر خواهى بود كه وسايل پذيرايى از هر گونه ما را فراهم است.»

    مرد، شرمسار شد و گريست و گفت: «گواهى مى دهم كه تو جانشين خداوند بر زمينى، خدا بهتر مى داند كه رسالت خويش را، كجا قرار دهد. تو و پدرت، نزد من، مغبوضترين بوديد، اما اكنون محبوب ترين هستيد.»

    پيرمرد آنروز مهمان امام شد و چون از آنجا رفت به دوستى آن گرامى، گرويده بود. 

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com