پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Wednesday 05 August 2020 - الأربعاء 14 ذو الحجة 1441 - چهارشنبه 15 5 1399
 
 
 
  • لباس بهشتى  
  • 1389-11-04 12:20:23  
  • تعداد بازدید : 57   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • طريحى گويد: از برخى نيكان مورد اعتماد نقل شده كه: روز عيدى حسن عليه السلام  و حسين عليه السلام با اتاق جدّشان رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) وارد شده عرض كردند: «پدربزرگ امروز روز عيد است و كودكان عرب با لباسهاى رنگارنگ خود را آراسته و لباس نو پوشيده اند، ولى ما لباس نو نداريم. خدمت شما رسيده ايم تا عيدى خود را از شما بگيريم، و هيچ چيز نمى خواهيم جز لباس (نو) كه بپوشيم»

     

     

    پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به حال آنان انديشيد و گريست، در خانه لباسى كه مناسب آنان باشد نداشت و صلاح نديد كه آنان را ردّ كرده، و آزرده خاطركند، از اين رو به خداوند رو آورد و به حضرت پروردگار عرض كرد: «خدايا! دل شكسته آنان و مادرشان را بهبود فرما». در اين هنگام جبرئيل از آسمان فرود آمد در حالى كه دو لباس سفيد از جامه هاى بهشتى همراه داشت.

     

    پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) خوشحال شد و به حسن عليه السلام و حسينعليه السلام فرمود: اى دو سرور جوانان اهل بهشت، جامه هاى خود را بگيريد كه خيّاط قدرت ازلى آنها را اندازه اندام شما دوخته و آماده از عالم غيب، براى شما رسيده است.

     

    حسن عليه السلام و حسينعليه السلام چون لباسها را سفيد ديدند عرض كردند: «پدر بزرگ! اين لباسها چگونه است با اينكه همه كودكان عرب لباسهاى رنگارنگ پوشيده اند»؟

     

    پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)مدتى در انديشه خاموش ماند، پس جبرئيل عرض كرد! اى محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) شاد و خوشحال باش كه رنگرز رنگ الهى اين مهمّ را سامان مى دهد و دل آن دو را به هر رنگى بخواهند شاد مى كند. اى محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)! فرمان ده تا طشت و آفتابه اى بياورند.

     

    emamhasanmojtabaShahroudi.Com(2).jpg - 300x225 - 20.76 kb

     

     

    چون طشت و آفتابه آماده شد جبرئيل عرض كرد: اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)! من بر اين لياسها آب مى ريزم و شما با دست خود آنها را بمال، به هر رنگى كه بخواهند رنگ مى شود. پس پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) جامه حسن را در طشت نهاد و جبرئيل بر آن آب مى ريخت. پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) رو به حسن كرد و فرمود: نور ديده ام! مى خواهى لباست چه رنگى باشد؟ عرض كرد: سبز. پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در آن آب لباس را با دست خود به هم ماليد، به قدرت الهى همچون زبرجد سبز، سبز نيكو شد. آن را از طشت بيرون آورد به حسن داد و او آن را پوشيد. سپس جامه حسين را در طشت نهاد جبرئيل شروع كرد آب بريزد، پيامبر به حسن كه پنج سال بود رو كرد و فرمود: نور ديدگانم مى خواهى لباست چه رنگى باشد؟ عرض كرد: «پدر بزرگ! سرخ». پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) آن را در آن آب به هم ماليد و آن لباس همانند ياقوت سرخ، سرخ رنگ شد. حسين آنرا پوشيد و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) شادمان گشت.

     

    حسن و حسين خوشحال و شادان رو به مادر خود كردند، در اين هنگام جبرئيل از ديدن اين ماجرا (متأثر شده) گريست، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: برادرم! در چنين روزى كه فرزندان خوشحالند مى گريى و غمگينى؟ تو را به خدا علّت گريه خود را برايم بگو. جبرئيل عرض كرد: اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بدان كه انتخاب فرزندانت، طبق اختلاف رنگ (سرنوشت نهايى آنان در اين دنيا) است حسن تو را ناچار زهر مى خورانند و بدن او از شدّت مسموميت سبز زنگ خواهد شد. و حسين تو را مى كشند و سر مى برند و بدن او از خونش رنگين خواهد شد. پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) از شنيدن اين ماجرا گريست و بر اندوهش افزوده شد.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com