پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
Friday 23 August 2019 - الجمعة 21 ذو الحجة 1440 - جمعه 1 6 1398
 
 
 
 
 
 
 
 
  • شاگردان حوزه امام هادى(ع)   
  • 1391-02-27 11:58:1  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • با تدريس و همت ارجمند امام هادى(ع) آن هم در شرايط بسيار سخت رژيمهاى فاسد عباسى شاگردان بسيار و برجسته اى تربيت و بروز كردند، علامه باقر شريف قرشى 178 نفر از شاگردان و اصحاب امام هادى(ع) را نام مى برد كه به طور مستقيم از آن حضرت نقل روايت مى كردند و مطالب علمى را گرفته و به ديگران منتقل مى نمودند در اينجا نظر شما را به شرح كوتاه چند نفر از شاگردان برجسته آن حضرت جلب مى كنيم:
     
    1ـ حضرت عبد العظيم حسنى
    حضرت عبدالعظيم از نواده هاى امام حسن مجتبى است كه با چهار واسطه به امام حسن مى رسد به اين ترتيب عبدالعظيم فرزند عبدالله بن حسن بن زيد بن امام حسن مجتبى(ع) اين مرد بزرگ از فقها و علماى با همت و برجسته اى بود كه خود داراى حوزه درس بود و مؤسس حوزه علميه در شهر رى و اطراف آن گرديد.
    او در محضر امام هادى(ع) به مرتبه اى از علم و اجتهاد و وثوق رسيد كه آن حضرت به ابوحماد رازى فرمود:«اى حماد اگر در شهر و محل سكونت خود شهر رى در مسائل دينى به مشكلى برخوردى از حضرت عبدالعظيم بپرس و سلام مرا به او برسان.»
    حضرت عبد العظيم از شاگردان و اصحاب امام رض(ع) و امام جواد(ع) و سپس امام هادى(ع) بود، نامه هاى بسيارى را بين امام جواد و پسرش امام هادى رد و بدل كرد.
    حضرت عبدالعظيم كتابهايى تاليف كرد مانند: يوم و ليله، و كتاب خطب اميرالمومنين، و كتاب روايات عبدالعظيم بن عبدالله الحسنى و.....
    حضرت عبدالعظيم(ع) در شهر سامرا به محضر امام هادى(ع) مى رسيد متوكل عباسى نسبت به او ظنين شد او به دستور امام هادى(ع) براى حفظ جان خود از گزند متوكل مخفيانه از شهر سامرا بيرون رفت و به صورت پيك پستچى از راه طبرستان مازندران به شهر رى آمد و در آنجا در سرداب خانه يكى از شيعيان مخفى گرديد و كم كم شيعيان به ورود او آگاه شدند و به محضر او مى رفتند.
    و همين ملاقاتها موجب تحكيم و گسترش تشيع در شهر رى آن روز گرديد مردم شهر رى در آن عصر از اهل تسنن بودند و سنتهاى ناصبى نيز در ميان آنها نفوذ داشتند چرا كه شهر رى در سال 22 عصر خلافت عمر به دست مسلمين فتح شد و حاكمان آنجا همه از اهل تسنن بودند كه از طرف خليفه نصب شده بودند.
    مهاجرت حضرت حمزه بن امام كاظم به اين شهر و سپس ورود حضرت عبدالعظيم به آنجا نقش بسيار در گرايش مردم آنجا به تشيع داشت.
    علامه نجاشى روايت كرده كه حضرت عبدالعظيم در شهر رى مخفى بود روزها روزه مى گرفت و شبها را به عبادت بسر مى آورد و مخفيانه بيرون مى آمد و در كنار قبر حضرت حمزه مى رفت و آن را زيارت مى كرد.
     
    مقام بسيار ارجمند حضرت عبد العظيم در نزد امام هادى(ع)
    روايت شده مردى از اهالى شهر رى به حضور امام هادى رسيدند امام هادى از او پرسيد: كجا بودى؟
    او عرض كرد از زيارت مرقد امام حسين آمده ام.
    امام هادى به او فرمود:
    اما انك لو زرت قبر عبدالعظيم عندكم لكنت كمن زار الحسين بن على :
    اگر قبر عبدالعظيم را كه در شهر شما است زيارت مى كردى ثواب كسى را داشتى كه حسين بن على را زيارت كرده است
     
    2-عثمان بن سعيد
    ابو عمرو عثمان بن سعيد عمرى، در يازده سالگى در محضر امام هادى(ع) بود و در حوزه علمى آن حضرت موقعيت ممتاز و برجسته اى يافت تا آنجا كه امام هادى(ع) به احمد بن اسحاق قمى كه پرسيده بود اگر دسترسى به شما نيافتيم به چه كسى در احكام رجوع كنيم فرمود:
    «اين ابو عمرو مردى امين و مورد اطمينان است هر چه به شما بگويد سخن من است و از طرف من ابلاغ مى كند.»
    عثمان بن سعيد همان كسى است كه پس از شهادت امام حسن عسكرى نخستين نايب خاص امام زمان در غيبت صغرى بود و از سال 260هجرى تا سال 300(چهل سال) مقام نيابت را داشت و در سال 300هجرى از دنيا رفت بعد از او مقام نيابت خاص، به پسرش محدبن عثمان رسيد.
    امام حسن عسكرى نيز عثمان بن سعيد و پسرش را تأييد كامل نمود تا آنجا كه به احمد بن اسحاق فرمود:
    فاسمع لهماو اطعهما، فهما الثقتان المأمونان:
    «به سخن آنهاگوش فرا ده و از آنهااطاعت كن آنهادو فرد امين و مورد اطمينان هستند.»
     
    3-ابن سكيت فقيه بزرگ اهوازى
    ابو يوسف يعقوب بن اسحاق معروف به ابن سكيت اهوازى از علماى محقق و اديبان نامى شيعه و از ياران و شاگردان مخصوص امام جواد و امام هادى است او در علوم لغت، شعر، منطق، فلسفه و ادبيات سرآمد همه علماى عصر خود بود و تاليفات بسيار در زمينه هاى مختلف اسلامى نوشت كه مورخان نام 23 كتاب او را ذكر كرده اند.
    وجود او در اهواز و اطراف آن مايه پر فيض براى گسترش مكتب امامان بود.
    متوكل عباسى براى پسرانش المعتز و المويد در جستجوى معلم جامع و محقق بود ابن سكيت به عنوان برجسته ترين معلم انتخاب شد مدتى او ناگزير به فرزندان متوكل درس مى داد و به عنوان معلم پسران خليفه معروف شد ولى او شيعه و شاگرد امام هادى(ع) بود و هرگز مذهبش را كه در جان و روحش آميخته بود رها نمى ساخت يك روز به مناسبتى مجلس با شكوهى از طرف متوكل تشكيل شد رجال شخصيتها اديبان و شاعران به آن مجلس وارد مى شدند و از متوكل تجليل و احترام مى كردند ابن سكيت نيز وارد آن مجلس شد متوكل اطلاع داشت كه او پيرو مذهب تشيع است در آن مجلس در حضور حاضران به ابن سكيت رو كرد و گفت:
    اين دو پسرم (شاگردانت المعتز و المويد) را بيشتر دوست دارى يا حسن وحسين را
    ابن سكيت در تنگناى سختى قرار گرفت چرا كه به خونخوارى متوكل و جلادان بى رحم او اطلاع داشت در عين حال با كمال صراحت جواب داد:
    والله ان قنبرا خادم على عليه السلام خير منك و من ابنيك
    «سوگند به خدا قنبر غلام على بهتر از تو و پسران تو است»
    متوكل مغرور از اين پاسخ آن چنان خشمگين شد كه به غلامان ترك خود دستور داد زبانش را از پشت سرش بيرون بكشند.
    دژخيمان بى رحم متوكل با شديدترين برخورد فرمان متوكل را اجرا كردند و ابن سكيت را به شهادت رساندند.
    آرى اين شاگرد برجسته و شجاع امام هادى در شهر سامرا در عصر زندگى امام هادى در سال 244يا 246 هجرى اين گونه جان باخت.
    جالب اينكه او را كه يعقوب نام داشت به خاطر وقار و خاموشى در گفتار ابن سكيت (كه از واژه سكوت است)
    مى خواندند و خودش درباره مدح كنترل زبان و نكوهش پر حرفى سفارش بسيار كرد.
    ولى او سكوت و خاموشى را به معنى غلط آن تفسير نمى كرد بلكه در موارد نهى از منكر زبان او صدها برابر برانتر از شمشير بود او در ميدان اخلاق ابن سكيت بود ولى در ميدان مبارزه ابن الجهر بود كه قران مى فرمايد:
    لا يجب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم.
    «خداوند فرياد خشن را دوست ندارد جز فرياد خشن مظلوم بر سر ظالم را دوست دارد» سوره نسا ايه 148

     
     

     
     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com