پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Wednesday 05 August 2020 - الأربعاء 14 ذو الحجة 1441 - چهارشنبه 15 5 1399
 
 
 
  • گزارشى از عتبات عاليات  
  • 1389-09-08 19:12:2  
  • تعداد بازدید : 32   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • گـرچه سرتا قدمم غرقه تقصیـر و خطـاست  ***  لیک چشمـم سویت اى خسـرو اقلیـم وفاست
    گـر ببخشـى تو گناه مـن دل خسته رواست  ***  لنگـر حلـم تـو اى کشتـى تـوفیق کجاست
    که در ایـن بحـر کـرم غرق گنـاه آمـده ایم
    سردارى که فرمانرواى هزار سرباز جنگـى است و از اشراف و بزرگان کوفه در زمان جاهلیت و اسلام به شمار مى رود، به دستـور عبیدالله بـن زیاد در منزل ذوحسم راه را بر کاروان حسینى بست و او را از ادامه مسیر به طرف شهر کوفه باز داشت؛ ولى در ایـن بازداشتـن و مقابله، جانب ادب فـرو نگذاشت تـا آنجـا که حتـى نماز جماعت را نیز به امامت امام حسین(ع) اقامه و سربازانش را نیز بدیـن نماز فرا خواند.
    در ادامه مسیر زندگى، لطف الهى این اولین مهاجم و اولیـن دشمـن را فـرا گـرفت و جذبه عشق حسینـى از عمق جهنـم به اوج بهشتـــش بـرکشیـد. نگاه آکنـده از عاطفه و زبان سـرشار از خیرخـواهـى و نصحیت حسین از برده اى یزیدى آزاده اى حسینـى ساخت و بدیـن گـونه حـر در حقیقت در عاشـورا متـولـد شـد؛ همراه فرزنـدش با نردبان شهادت به محضـر حقیقت بـار یافت و در بزم عشق از دست ساقـى ازل مى باقى نوشید.
    آرى حـر بـا یک تـوبه و بـرداشتـن چنـدگـام به صف همـراهــــان اباعبدالله(ع) پیوست و نام خویـش را براى همیشه بربلنداى تاریخ آزادى و انسانیت و ایمان درج کـرد. زائران حرم حـر بطـور طبیعى همه به فکر تـوبه مى افتند و با خـود مى گـویند اکنون که خدا راه باز گشت را چنین گشوده است و بدیـن سادگى مى تـوان خطاهاى بزرگى ماننـد بستـن راه بر امام حسیـن(ع) را جبـران کرد، چرا سستـى و سهل انگارى؟! همه شهداى کربلا در یک نقطه دفـن شده اند، اما حر از ایـن قافله بازمانـده است. در باره علت اینکه چـرا حـر از ایـن قافله دور مانده است، مـى گـوینـد: پـس از شهادت حـر افـراد تحت فـرماندهـى وى و خـویشانـش، که در لشکر ابـن زیاد باقـى مانـده بـودند، از عمر سعد خواستند که به پاس احترام حر در قبیله اش و نیز خـدمات گذشته اش، اجازه دهـد پیکر حر بـر زمیـن نمانـد. عمر اجـازه داد. آنان بـدن حـر را از صحنه نبـرد دور کـرده، در محل کنونى به خاک سپردند.
    حرم زیباى حر داراى گنبدى کاشى کارى است. گفته مى شود اولیـن کسى که حرم حـر را بنیاد نهاد، شاه اسماعیل صفـوى بـود. آنگـونه که کاشـى هاى حـرم حکایت مـى کنـد، ایـن حـرم به همت حسیـن خان شجـاع السلطـان در محـرم سیصـد و بیست و پنج هجـرى سـاخته شــده است.
    (موسـوعه العتبات، ج ۸، ص ۱۸۳.) برخى از مورخان نوشته اند: چـون شاه اسماعیل صفـوى به زیارت کربلا آمد؛ خـواست به زیارت حر مشرف شـود، گروهى بر او خرده گرفتند و گفتند: چرا به زیارت حر مى رود بـا آن که معلـوم نیست تـوبه اش پذیـرفته شـده بـاشـد.
    شـاه اسماعیل بـا شنیـدن ایـن انتقاد تصمیـم گـرفت قبـر حـر را بشکافد؛ زیرا معتقد بـود اگر تـوبه حر پذیرفته شده، باید بدنـش سالم مانده باشد.
    از ایـن رو، فرمان داد قبر حر را بشکافتند، بـدن وى بطـور کامل سالـم مانده بود. بر سر حر دستمالى خون آلود بسته شده بود. شاه اسماعیل تصمیـم گرفت آن را به عنوان تبرک بردارد؛ ولى نتوانست. پس از ایـن جریان، قبر را دوباره ترمیـم کرد، فرمان داد حرم را بسازند و فردى را با حقوقى در خـور به عنوان خادم حرم حر معیـن کرد.(ابصار العین، ص ۱۲۷.)
     زیارت عون بن عبدالله
    در همیـن مسیر، که براى زیارت حر و طفلان مسلـم پیمودیم، بارگاه با شکـوه امامزاده اى به نام عون بـن عبدالله قرار دارد که مردم عراق به وى اعتقادى راسخ دارند و معتقـدنـد قبر شریفـش محل بـر آمدن حاجتها و استجابت دعاست.
    در باره نسب صاحب ایـن بارگاه مطهر سخنان گوناگون گفته مى شـود؛ ولـى میان مردم عراق چنان، مشهور است که وى عون بن عبدالله بـن جعفر است؛ یعنى فرزند حضرت زینب(س) نوه دخترى امیرالمومنیـن(ع) و نـوه پسـرى جعفـر طیـار بـرادر امیـرمـومنان(ع) است.
    به نـوشته مـورخان، در حادثه عاشـورا دو فرزند از عبـدالله بـن جعفر طیار به شهادت رسیدند. یکـى از آنان از فرزندان حضرت زینب بـود و دیگرى فرزند همسر دیگر عبـدالله. (ابصار العیـن، ص ۲۹.) برخـى از مـورخان دلیلى براى جدا بـودن قبر فرزند حضرت زینب از سایر شهداى کربلا نمى بینند و معتقدند که ایـن امامزاده محترم از فرزندان امام حسـن مجتبى(ع) است. عون حرمى بسیار با صفا و زیبا دارد که در میـدانـى وسیع زئران را به خود فـرا مـى خـوانـد. به مناسبت مقام، از حضرت زینب(س) و مصائبـش که بر ایـن بانوى بزرگ وارد آمـده، است، سخـن مـى گـویـم. پـس از زیارت ایـن امـامزاده بزرگوار و خـواندن چند رکعت نماز، حرم مطهر وى را ترک مى گوییـم تـا بـراى نماز جماعت، دیگـر بار خـود را به بـارگـاه ملکـوتـى حسین(ع) برسانیم.
    هنگام اذان ظهر مجددا تـوفیق زیارت حرم مطهر حسینى(ع) مى یابیـم وارد حرم مى شویم، نماز ظهر و عصر را به جماعت مى خـوانیـم و پـس از عرض ارادتـى و زیـارتـى به هتل بـاز مـى گـردیم.
      روضه هاى مجسم
    اى پـرچم کـربلا بــه دوشت زینب  ***  قربان تو و خشم و خــروشت زینب   
    تا موى سرت سپید شد از غم دوست   ***  شد کعــبه دل سیاهــپوش زیــنب
    براى رسیـدن به تل زینبیه، حرم ابـوالفضل(ع) را دور مـى زنیـم و آنگـاه در طـرف راست قبله حـرم امام حسیـن(ع) به سـالنـى کـوچک مـى رسیـم که بر فرازش گنبـدى کاشـى کارى شـده و آبـى رنگ سر بر آسمان مى سایـد. بـراى ورود به ایـن سالـن که تقـریبا از تمامـى ساختمان هاى اطراف بلندتر است، بایـد چنـد پله را طـى کرد و بالا رفت. اینجا کجاست؟! اینجا رصدخانه کربلا و عاشـورا است. آنجا که زینب منظومه نور حسیـن(ع) در شط جارى شب ستـم را رصد کرده است.
    اینجا دیـده بـانـى جبهه عاشـوراست. آنجا که زینب(س) صفهاى حق و بـاطل را و نبـرد نور و ظلمت را به نظاره نشسته است.
    زینبیه روضه مجسم کربلاست. از اینرو، تا شروع به سخن کردم، سیل اشکها جارى شد و ناله ها به آسمان رفت. شاید ایـن محل به دقت در طـول تـاریخ حفظ شـده باشـد؛ زیـرا مـوقعیت جغرافیـایـى آن بـا رویدادهاى تاریخـى و گفته هاى مـورخان دقیقا تطبیق مـى کنـد. حرم مطهر حسینـى(ع) در گـودى واقع شده است و تل زینبیه بلندیى مشرف بـر حـرم مطهر و قتلگـاه است بـا فـاصله تقـریبـى سیصـدمتر.
    این بلندى حدود همیـن مقدار نیز با خیمه گاه فاصله دارد. پـس به خـوبـى مـى تـوانـد حلقه وصل ایـن دو پایگاه عاشـورا (خیمه گاه و قتلگاه) باشد.
    در سمت راست ایـن سالـن، رو به حرم مطهر حسینى، تصـویرى از نوع نقاشـى هاى پـرده هاى تعزیه خـوانـى نصب شـده است که بیانگر حادثه عاشورا و نقش تل زینبیه است.
    پـس از صحبت و روضه در ایـن مکان، از کنار تل زینبیه و از داخل بـازار بسیار کـوچک و شلـوغى به سـوى خیمه گـاه حـرکت مـى کنیـم. خیمه گـاه در مقـایسه بـاتل زینبیه بسیـار گـودتـر است؛ حتـى در مقایسه با حرم مطهر نیز گـودتـر به نظر مـى رسـد و در قسمت قبله حرم مطهر قرار دارد.
    خیمه گاه اکنـون خـود به صـورت حرمى جداگانه در آمده است. از در که وارد مى شـویـم، خادم، محلـى را نشان مى دهد و مى گـوید: اینجا محل خیمه حضـرت ابـوالفضل العباس(ع) است که اکنـون ساختمان شـده است.
    از ایـن مکان که مـى گذریـم، دو ردیف طاقهاى هلالـى کـوچک مشاهده مى شـود که بیاد جهازهاى شتران بر زمیـن مانده قافله کربلا ساخته شـده است. پـس از عبـور از میـان ایـن هلالهاى کـوچک، به سـالـن سرپوشیده و مدورى مى رسیـم که اتاقهاى کوچکى گرداگردش ساخته شده است. ایـن سالـن به تمامـى ایـن اتاقها راه دارد. ساختمان وسیع وسط را خیمه حضرت اباعبـدالله(ع) معرفـى مـى کننـد و ساختمانهاى اطراف را به عنوان خیمه هاى اصحاب مى شناسند. در درون سالـن مدور وسط، دو محراب به نامهاى محراب امام حسین(ع) و محراب حضرت زیـن العابدین(ع) وجـود دارد. در بیرون ایـن ساختمان و در گوشه حیاط ایـن حرم، قسمتـى را خیمه قاسـم بـن الحسـن معرفـى مى کنند. آنچه مـى تـوان پذیـرفت این است که ایـن مکان مقـدس محل خیمه هاى امام حسیـن(ع) و یاران و اهل بیت او بـوده است؛ ولى دیگر خصوصیاتى که مى گویند، دلیل تاریخى ندارد. البته همیـن نیز مطلبى کوچک و کـم اهمیت نیست.
    در اینجا درنگـى بیشتر بایـد و تاءملـى شایسته تر. اینجا کجاست؟ خیمه گاه، یعنـى محل نماز جماعت حسیـن(ع). در اقـامت هشت روزه اش در ایـن سـرزمیـن، خیمه گـاه، یعنـى محل مناجـات و نماز شب امام حسیـن(ع) و یارانـش در شبهاى محرم سال شصت و یک و در شب به یاد ماندنى و فراموش نشدنى عاشورا.
    اینجا محل سخنرانـى اباعبدالله(ع) است و محل نجـوا و راز گـویى او بـا امـام سجـاد(ع) و زینب کبرى(س).
    اینجا دریاى خاطره است و پیام. اندیشه بر مىآشـوبد و حافظه زیر و رو مى شود و خاطرات و حـوادث و تاریخ کربلا جان مى گیرد؛ بـویژه اگر هنگام غروب خون رنگ کربلا در ایـن مکان حضور داشته باشى. ما در بـرخـى از نقاط ایـن مکان بـا عظمت به یاد نمازها و نیازهاى حسینى چند رکعت نماز مى گزاریم و ایـن مکان مقدس ر، براى اقامه نماز جماعت مغرب و عشـا در حـرم مطهر حسینـى(ع) تـرک مـى کنیـم.
    در فرصت کوتاهى که وجـود دارد، برخـى از زائران به بازار کـوچک کنار تل زینبیه مـى روند تا سوغات بخرنـد. مهمتریـن سـوغات کربلا مهر و تسبیح تربت اباعبـدالله(ع) است. شاید تذکر ایـن نکته لازم باشـدکه سجـده کردن بر خاک، ریشه در سنت پیامبـر اکرم(ص) دارد.
    رسول اکرم(ص) و صحابه گرامـش براى محل سجده خـود از خاک پاک یا سنگ یا حصیر استفاده مى نمودند و ایـن نکته نه تنها در کتب شیعه بلکه در جـوامع روائى اهل سنت نیز بیـان شـده است.
    چنانکه در سنـن بیهقـى، ج ۲، ص ؛۴۲۱ کتاب الصلوه، (باب الصلـوه علـى الخمـره) و نیز در ج ۲، ص ۱۵ کتـاب الصلـوه بـاب الکشف عن السجده فـى السجـود روایات متعددى در باره سجده رسـول اکرم(ص) و اصحابـش بر خاک و سنگ و حصیر نقل کرده است و حتى از برخى صحابه نقل شده است که هنگام سـوار شـدن بر کشتى، خشتـى همراه خـود بر مـى داشت تا بر آن سجـده نمایـد. (الطبقات الکبرى، ج ۶، ص ۷۹ در احـوالات مسروق بـن اجدع) و از ایـن روست که شیعه سجده را جز بر زمین و آنچه از زمیـن مـى رویـد و خـوراکى و پـوشاکـى نیست جایز نمـى شمارد ولـى بـرتـر از همه اینها خاک پـاک؛ و بـرتـر از همه خاکه، خاک تـربت حسینـى(ع) است که در جـوار بـدن پاک پاره تـن رسـول خـدا(ص) قـرار گـرفته است و خـود یـاد آور درسهاى بسیـار عاشـوراست درس غیـرت دینـى، درس شهادت و شهامت و جانبـازى، درس قیام براى خدا و نجات مردم.  
      اینک روایـاتـى چنـد در بـاره فضیلت تـربت حسینى(ع)
    یکى از اصحاب امام صادق(ع) مى گوید: آن حضرت کیسه کـوچکى از خاک تـربت سیـدالشهداء همـراه داشت که به هنگـام نماز روى سجـاده اش مى ریخت و بر آن سجده مى کرد و مـى فـرمـود: سجـده بـر تـربت امام حسیـن(ع) حجابهاى هفت گانه را مـى درد (یعنـى سجـده بر آن مـوانع قبول را بر طرف کرده مورد قبـول حضرت حق واقع مى شود.) (بحار، ج ۸۵، ص ۱۵۳) حمیـرى یکـى از اصحـاب حضـرت مهدى(ع) به آن حضـــرت نامه اى نگاشت و سـوال کرد: آیا سجده بر مهرهایـى که از خاک قبر حسیـن(ع) مـى سـازنـد جـائز است و آیا داراى فضیلتـى است؟ امـام مهدى(ع) در پاسخ وى نـوشت: آرى سجـده بر آن جائز و داراى فضیلت است. (بحـار، ج ۸۵، ص ۱۴۹) و در روایـات آمـده است که امــــام صادق(ع) جز بر تربت سیدالشهداء(ع) سجـده نمـى کرد. (بحار، ج ۸۵، ص ۱۵۸)
     امام مـوسـى کاظم(ع) مـى فرمایـد: (اکل الطیـن حـرام مثل المیته و الدم و لحـم الخنزیر الا طین قبرالحسیـن، فان فیه شفاء من کل داء و امنا مـن کل خوف) خـوردن گل حرام است هماننـد حرمت مردار و خون و گـوشت خوک مگر خـوردن گل قبـر حسینـى که شفاى هر دردى است و ایمنـى بخـش از هر بیمى مـى باشـد.(کامل الزیارات، ص ۲۸۵) محمـد بـن مسلـم از یاران امام بـاقـر(ع) وارد شهر مـدینه مى شـود در حالـى که سخت مریض است. امام باقر(ع) ظرفـى و شربتـى براى وى مى فرستـد. چـون آن شربت را مـى نـوشد ناگاه امراض او بر طرف شـده در نهایت صحت بـراى تشکر به خـدمت امام باقر(ع) مشـرف مى شـود و از آن حضـرت مـى پـرسـد: چه چیز در ایـن شـربت بـود که این گونه باعث شفاى مـن شد؟ حضرت فرمود: اندکى خاک قبر حسیـن(ع) در آب حل شده بـود و خاک قبر حسین بهتریـن چیز براى شفا گرفتـن است. ما به کـودکان و زنان مان مـى دهیـم و همه گـونه خیـر از آن مى بینیـم.(کامل الزیارات، ص ۲۷۷)
     امام صادق(ع) فرمـود: (لـو ان مریضا مـن المـومنیـن یعرف حق ابى عبدالله و حرمته و ولایته اخذ له من طیـن قبره علـى راءس میل کان له دواء و شفاء) اگر مـومـن مریضـى که معرفت به حق اباعبدالله(ع) داشته باشد و حرمت و ولایت او را بشناسـد از خاک قبر او بر دارد اگرچه از فاصله یک میل آن باشد خاک براى او دوا و شفا خواهد بـود.(کامل الزیارات، ص ۲۷۹) وعده گاه ما و زائران بعد از اذان، ایـوان حـرم مطهر حسینـى(ع) است. کم کـم زائران از راه مى رسند و هر کدام سوغاتى یادگار ایـن شهر را همراه دارند.
    نماز را به جماعت اقامه مـى کنیـم و پـس از آن زیارت نامه مـى خـوانیـم؛ ولـى امشب بیشتر زائران را با امام تنها مى گذارم و مانع خلـوت آنان نمـى شـوم؛ زیرا امشب آخریـن شب کربلاى ماست. فرصت خـوبـى است تا آخـریـن نجـواها و سخنها را با امـام(ع) در میـان گذاریـم و از تمـام کسـانـى که التمــاس دعا گفته اند، آرمان دیـدار از کـربلا در دل دارنـد و تاکنـون به یاد نیامده اند، یاد کرده، برایشان دعا کنیـم. حرم مطهر حسینـى آداب و ادعیه و زیارات فراوانـى دارد و تاکنـون فرصتها بسیار کـوتاه بـوده است و نتـوانسته ایم چنانکه باید ایـن دعاها را بخوانیـم. اکنون آخرین شب است.
    از اینرو، زیارت دسته جمعى را زودتر به پایان مى بریـم و هرکسـى کتاب دعا به دست به گـوشه اى پناه مى برد و به زمزمه و دعا و اشک و نجوا و راز دل مـى نشینـد. هنـوز از زلال نجـوا با سالار شهیدان سیراب نشده ایـم و عطش عشق فرو ننشسته است که اعلام مى کنند، باید حرم را ترک کنیـم. حرم مطهر حسینـى را به قصد حرم ابـوالفضل(ع) تـرک مـى کنیـم. آنجا نیز قصه از همان قـرار است. راز دل با تـو گفتنم هوس است... .

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com