پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Wednesday 05 August 2020 - الأربعاء 14 ذو الحجة 1441 - چهارشنبه 15 5 1399
 
 
 
  • ذكر مصيبت  
  • 1389-09-08 12:50:39  
  • تعداد بازدید : 43   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • اين چه حزنى است نهفته در نام تو كه بى اختيار، دلها را مى شكند و اشك را در پشت پلكها بى قرار مى كند؟

    اين چه غم شگرفى است كه تداعى خاطره مقدس تو بر قلبها مى نشاند و جگرها را خواه و ناخواه به آتش مى كشاند؟


    آدم (ع) كه براى پذيرش توبه خويش خدا را به اسماء حسناى او سوگند مى داد وقتى به نام تو رسيد - يا قديم الاحسان به حق الحسين - بى اختيار دلش شكست و براى اول بار حضور اشك را در چشمها تجربه كرد، از جبرئيل پرسيد كه چه سرّى است در اين نام كه فرق دل را مى شكافد و آسمان چشم را بارانى مى كند؟


    آنگاه كه جبرئيل (ع) مصيبت عاشوراى تو را بيان كرد آدم سير گريست و تازه پى به راز «انى اعلم ما لا تعلمون» خداوند برد. بارى اين گريه دست ما نيست. اختيار اشك در اين مصيبت با ما نيست. ما براى ثواب گريه نمى كنيم، چه كس مى تواند براى ثواب گريه كند؟گريه كردن بال بسته مى خواهد، گريه كردن دل شكسته مى طلبد، ما دق مى كنيم اگر براى تو گريه نكنيم.دل ما از سنگ هم كه باشد در مصيبت تو، نه مى شكند كه خون مى شود، كدام سنگ را روز عاشورا از زمين برداشتند و دلش را خونين نديدند؟ دل ما چگونه خون نباشد از اين مصيبت جانسوز؟


    چگونه مى شود كه تو بر فراز قله حقيقت بايستى و فرياد بزنى: «هل من ناصر ينصرنى» و ما در حسرت اين چهارده قرن عقب ماندن از كلام تو، در حسرت چهارده قرن ديرتر رسيدن به عاشوراى تو، در حسرت چهارده قرن ديرتر شنيدن فرياد استمداد تو، در خويش مچاله نشويم؟ آنها كه يك روز ديرتر به عاشوراى تو رسيدند مگر نه تا آخر عمر در آتش حسرت گداخته شدند؟


    اين «يا ليتنا كنا معك» به خدا تعارف نيست، ما چهارده قرن در عدم، از غم اين عقب ماندگى خويش خون دل خورده ايم. تو در پاسخ زينب كه در آخرين لحظات وداع عرضه داشت: «اعزمت للموت» گفته باشى: «چگونه عزم مرگ نكند آن كس كه ميان خيل كفار بى ياور و معين مانده است؟» و ما آتش نگيريم از اين كلام؟

    تو به قمر بنى هاشم گفته باشى: «الان انكسر ظهرى و قلت حيلتى» و پشت آسمان نشكند و قلب اضطرار از هم ندرد؟


    چگونه ممكن است تو به سكينه گفته باشى: «لا تحرقى قلبى» و قلب ما از آتش نهفته در تك تك حروف اين كلام خاكستر نشود؟ سجاد تو، اين معناى آيه فاستقم، اين آميزه جهانسوز زنجير و استخوان و صبر، بر در دروازه شام گفته باشد: «يا ليت امى لم تلدنى» و ما از شرم زنده بودن خويش نميريم؟ زينب تو، اين آبروى صبر، دستهاى استيصال بر سر نهاده باشد و در بلنداى اضطرار ضجه زده باشد كه «اما فيكم مسلم»، و ما بعد از اين سؤال جگر سوز زيستن را بتوانيم؟

     تو پاره جگر خويش را بر دست گرفته باشى و خون آن عزيز خداوند را به آسمان پاشيده باشى و گفته باشى: «آنچه اين مصيبت را بر من آسان مى كند در نظر معشوق بودنِ آن است» و ما تحمل اين مصيبت كه بالهاى ملائك را از اشكهايشان تر كرد چگونه بتوانيم؟


    دشمن تو ـ لعنت الله عليه ـ در آستانه قتلگاه گفته باشد: «شغلتنى نور وجهه عن التفكر فى قتله» و ما... و ما... دلهايمان هميشه شكسته است و اشك در پشت پلكهايمان هماره بى قرارى مى كند.

    اما در آن همه مصيبت بى همتا كه بر تو و زينب گذشته است، يك التيام هست و آن التيام براى رهروان اكنون توست و آن اينكه هر برادرى، خواهرى، پدرى، مادرى، فرزندى، كه عزيز يا عزيزانى را از دست مى دهد كه شهيد يا شهيدانى را فديه مى كند و به اوج مصائب تاريخ، به قله رنجهاى بشرى به عاشوراى تو و به زينب و بازماندگان عاشوراى تو مى نگرد و مى رسد به اين واقعيت جانگداز كه «لا يوم كيومك يا ابا عبدالله» و... التيام مى يابد.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com