پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Friday 07 August 2020 - الجمعة 16 ذو الحجة 1441 - جمعه 17 5 1399
 
 
 
  • يا ليتنا كنّا معك  
  • 1389-09-08 12:49:59  
  • تعداد بازدید : 53   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • در اينكه اسلام به بهانه محرم مانده است و آواى اذان بر وراى گلدسته هاى هزار و چهارصد ساله به ياد عاشورا زنده، اسرارى نهفته است و رموزى ناگفته، كه گهگاه از گوشه و كنار، گوهرى از آن كنز مخفى بروز مى كندو رازى از اسرار بر زبان كنايت يا تصريح جارى مى شود. و يكى از رموز پيچيده و متعدد شايد اين باشد كه حسين ـ جان شيفتگان به فدايش ـ شاگرد مكتب اسلام نيست. دست پرورده مربى اسلام نيست، بل خود اسلام محض است، خود مكتب است به تمامه و بى كم و كاست.

    و اينكه در ميان تمامى روزهاى قدسى، عاشورا رابطه عطف قرار گرفته است شايد به اين دليل باشد كه عاشورا نمايشى عظيم بوده است از تمامى اصول و فروع اسلام. هر چند لحظه لحظه زندگى و سلوك سالار شهيدان، اسلام بوده است، ليكن فشردن همه معارف و اصول و فروع در يك ماه، در يك هفته يا يك روز را تنها مردى به صلاحيت حسين (ع) مى تواند. ديگران توانسته اند اسلام را در طول حيات خود خلاصه كنند و خدا را در زندگى خويش معنا، اما كسى كه بتوانداين همه را در يك روز و نه در كلام و سخنرانى كه در قالب هنرمندانه ترين و ظريفترين حركات و اعمال بنماياند تنها حسين است ـ سلام الله عليه ـ .


    حسين سلام الله عليه حتى اگر در عاشورا سخنى از توحيد نگفته باشد و اگر پرنده «الهى رضا برضاك صبراً على قضائك لا معبود سواك» از بام حنجره عارفان و دهان موحدان، آواى آبى تسبيح و استغاثه برمى خاسته و در انتظار لبيك مى گداخته است، او حنجره اش و دهانش و خونش خود تسبيح مى شوند، پاسخ مى گردند، لبيك مى گويند، به آسمان مى پاشند و بر زمين جارى مى شوند. اگر پيش از او عابدان و موحدان خد را به ركوع مى ايستاده اند و كمر خم مى كرده اند، او خم نمى كند كه مى شكند (الان انكسر ظهرى). او همين قدر كه از كعبه، عرفه را و ديدار خدا را به كربلا آمده است توحيد را عينيت بخشيده است و عشق را تبلور و عرفان را اوج و سلوك را غايت.


    حسين مرشد عاشقان و مراد رائدان، بارها و بارها با كردار و گفتار خويش اعلام مى كند كه براى تداوم اصل نبوت است كه به ميدان فتوت آمده است (خرجت لطلب الاصلاح فى امت جدى). براى استمرار حكومت رسول است كه پا نهادن به دشت آتش را، عاشقانه قبول كرده است. (ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلى فياسيوف خذينى) سينه من ـ پايدارى دين محمد را ـ آماج تير كفر و خنجر جهل گشته است مشتاقانه و عاشقانه. حسين ـ سرور شهيدان ـ در عاشورا به مرگ معناى تازه مى دهد و شهادت را رنگ تازه مى بخشد تا سرخى معاد در سياهى حكومت شوم «لا خبر جاء و لا وحى نزل» جاودانه بماند.

    سروش عشق از ناى خون آلوده او سرود «فليرغب المؤمن فى لقاء ربه محقا» سر مى دهد و سر بريده اش حتى در زير ضربات چوبهاى خيزران براى دشمن تداعى معاد مى كند و تاب و تحمل مى ربايد تا اكنون پس از گذشت هزار و اندى سال جوانان ما در زير رگبار خمپاره ها به عشق ديدار خداوند تاب آورند.


    حسين ـ روح پروانگان عالم به فدايش ـ به نمايندگى از خداوند عادل به عنوان خليفه و جانشين او در زمين براى برپايى عدل و داد و ريشه كن ساختن حكومت ظلم قيام كرده است. او مى خواهد حكومتى ايجاد كند كه مفسر و مبين عدل خداوند باشد. درد جانگداز حسين «ان الحق لا يعمل به» است و غم جگر سوز او «ان الباطل لا يتنهى عنه». اين ضرورت است كه حسين را به كربلا آورده است. زمان حركت حسين به كربلا زمانى است كه مردم به طواف بيت الله مشغولند و او اگر پيشاپيش مردم همچنان بر گرد كعبه مى گشت امامت را مطرح نكرده بود و نيز اگر در زمان ديگرى مردم را به كربلا مى خواند امامت به قوتى كه بايد، مطرح نشده بود.


    او زمانى مردم را به ميدان كارزار مى خواند كه خيل مردمان به طواف كعبه مشغولند و او زمانى فرياد «هل من ناصر ينصرنى» سر مى دهد كه هنوز عده اى در حرم خداوندند و اين بدان معناست كه اگر اعتقاد به ولايت نباشد و اگر پيروى از امامت نباشد گشتن بر گرد خانه خدا هم عبث است، بيهودگى است. بى امام، طواف كعبه هم حتى بى ثمر است. و هميشه چنين بوده است كه هر كه پاى در بند ولايت خدايى نكرده است لاجرم گردن به ريسمان شيطان سپرده است. بى امام راه رفتن، جنگيدن، نشستن، برخاستن، نماز و حج كردن و حتى تنفس نمودن هلاكت است. (من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهليه)


    آنها كه با حسين برنخاسته اند، به راه نيفتاده اند و به كربلا نيامده اند به جاهليت مرده اند هر چند داخل خود خانه به نماز ايستاده باشند. طرح مسئله امامت اگر چه در همه زمانها  مردم را به انتخابى سترگ واداشته است ولى حسين اين اصل را در حساسترين مقطع تاريخ بيان مى كند و طبيعتاً انتخاب را مشكلتر.


    حسين بين اعتقاد به امامت و عدم اعتقاد به آن، شق سومى را فى مابين قرار نمى دهد. هر كه به امامت او در آن زمان ـ و همه زمانها ـ عملاً پاسخ مثبت دهد بالاترين منزلت را در نزد خداوند مى يابد و هر كه به نحوى علم مخالفت برافرازد يا فقط نپذيرد بى شك در لشكر يزيد ثبت نام كرده است اگر چه خود نداند و اين امامتى است كه حسين ـ سلام الله عليه ـ در روز عاشورا مطرح مى كند.


    حسين ـ امام جان بر كفان دلسوخته ـ در عاشورا تنها اصول دين را عملاً اثبات نمى كند. او تمامى فروغ را نيز بى هيچ كم و كاستى در عاشورا به جا مى آورد كه لوح اسلام بى خدشه اى محفوظ بماند. او آمده است تا ذره ذره وجود اسلام را با رنگ خون جاودانه كند.

    نمازى كه تا آن زمان آنقدر در كلام و منبر و محراب تأكيد شده است، تنها در صورتى مى ماند و جاودانه مى شود كه جوانانى سالار و عاشقانى برومند سپر بمانند و هزاران زخم را بر يك تن تاب آورند. تا نماز به اتمام رسد و تازه در آخر، يكى ته مانده رقمش را سؤالى كند و در پاى امام جماعت بريزد كه:


    ـ يا حسين! جانمان به فدايت تو از ما خشنودى؟ وظيفه مان را آنچنان كه رضاى تو است به انجام رسانديم؟ و امام جماعت روحى فداه سرهاشان را به دامن بگيرد و بر جاى زخمهايشان بوسه زند.

    آرى اين نماز است كه ماندن نماز را تا قيامت تضمين مى كند. اگر نماز حسين در عاشورا در زير باران مداوم نيزه ها نبود اكنون نماز مانده بود؟ تشنگى تابستان را با دهان روزه از آن جهت تاب مى آوريم كه ذره اى از عطش جگر سوز حسين را در كربلا تجربه كنيم. بى ياد حسين تحمل روزه در گرماى سوزان جبهه ها چگونه ممكن بود؟


    اگر روزه هاى متوالى و بى افطار حسين نبود و اگر حسين تشنگى را تا رسيدن به پدر ـ ساقى كوثر ـ تاب نياورده بود، آيا روزه تا به حال مانده بود؟ حسين در جايگاهى از عشق ايستاده است كه خمس و زكات مادى اقناعش نمى كند. (حسنات الابرار سيئات المقربين) او از مال چه دارد كه بخواهد پنح يك آن را در راه خدا نثار كند! او از فرزندان و خويشان و صحابيش در راه خدا بذل مى كند. اما نه پنج يك، كه راضى نمى شود. على اكبر را به ميدان مى فرستد، متقاعد نمى شود هر چند از هر جهت شبيه پيامبر است اما با يك هديه به ديدار معشوق شتافتن و باز هم در خانه داشتن و نياوردن! با منطق عشق سازگار نيست. عون را، جعفر را، عباس را، قاسم را، و... على اصغر را. انفاقى اين چنين شايسته حسين است.


    جهاد را و امر به معروف و نهى از منكر را كه ديگر نيازى به توضيح نيست، اساس فلسفه قيام حسين بر اين اصول استوار است. تنها حج مى ماند كه به ظاهر نيمه كاره مانده است.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com