پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Friday 07 August 2020 - الجمعة 16 ذو الحجة 1441 - جمعه 17 5 1399
 
 
 
  • فيض گريستن به شهداى كربلا  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • روزى شخصى بخدمت حضرت سیّدالساجدین علیه السلام رفته و استدعاى ضیافت از آن بزرگوار نمود و در بعضى از کتب مراثى نام آن شخص را زهرى ذکر کرده اند و معروض داشت که بناى دامادى و عروس ‍ آوردن براى فرزند خودم دارم ، استدعا از جناب شما دارم که با اهل بیت (ع ) به خانه من تشریف آورده و خانه مرا رشک گلستان اِرَم فرمایید آن سرور در جواب فرمود:
    که بعد از شهادت پدر بزرگوار خود و جوانان هاشمى اکل و شرب من شربت اشک چشم و مائده من الم و محنت و مصیبت ایشان است آن شخص عرض کرد: اى آقاى من غرض من از میهمانى آنست که مجلسى آراسته کرده ام و جمعى از اعوان را به مجلس دعوت نموده ام که عزادارى پدر مظلومت را نمایند، و منظورم ذکر مصیبت و بیان مرثیه سیّد الشّهداء علیه السلام است ، تا شیعیان شما از فیض گریستن به شهداى کربلا بهره مند شوند.
    چون آن بزرگوار نام عزادارى سیّد الشّهداء علیه السلام را شنیدند، وعده داده و قبول فرمودند، و آن مرد در خدمت امام زین العابدین علیه السلام بود تا به خانه خود وارد گردید، و مجلسى از شیعیان و جگر سوخته گان منعقد گردانید، و روضه خوان مشغول ذکر مصائب شهید کربلا گردید تا کلام به این جا رسانید که گفت : غریب کربلا.
    در آن زمان که لب تشنه بود و حالت زار  ***  رخش چو آینه دل گرفته زنگ غبار
    نشسته بر تن او بس که ناوک کارى  ***  نهال قامت او شد خدنگ پردارى
    نداد آب کمش غیر اشک گلگون رنگ  ***  کسى نرفت به دل جوئیش بغیر خدنگ
    بغیر تیغ کسى سرگذشت او نشنید  ***  کسى به سوز دل او بجز عطش نرسید
    ز خاک کسى سر او را بر نداشت غیر سنان  ***  نکرد حفظ تنش کسى بغیر دیده وران
    کسى نکرد بجز خاک مرهم داغش  ***  چو ابر وارد گلزار قتلگاه شدند
    چو دید زینب غمدیده نعش شاه شهید  ***  رو نمود به مدینه ز سوز ناله کشید
    چون سخن به اینجا رسید ناله و فریاد از حضّار مجلس بلند گردید و حضرت سیّد السّاجدین علیه السلام چنان گریست که بیهوش گردید، و صداى گریه اهل مجلس غلغله اى به صوامع ملکوت انداخت و چون ذاکر از مرثیه فارغ گردید، صاحب خانه زهرى در صدد خدمت گذارى و خوردن وآشامیدن میهمانان مجلس مشغول شد،
    سپس متوجّه مجلس گردید دید آن حضرت در جاى خود نیستند مضطرب الحال شد و به تفحّص و جویاى آن بزرگوار در آمد، دید آن حضرت داخل خدمتکاران مجلس شده و مشغول خدمتگذارى به اهل مجلس میباشد، حتّى کفش اهل مجلس را جفت میکرد.(۳۶)
    جنّیان در کربلا
    پس از آن که امام حسین علیه السلام وارد کربلا شد ابن زیاد تمام راههایى که به کربلا متّصل مى شد بست ، تا کسى نتواند به کمک امام حسین علیه السلام بیاید،
    پنج نفر از شیعیان شبها حرکت میکردند و روزها در گودالها خودشان را پنهان مى نمودند در یکى از قرّاء بین کوفه و کربلا در کوخى پنهان شده بودند که ناگهان دو نفر پیر و جوان سفید پوش ظاهر شدند و سلام کردند گفتند:
    نترسید ما از مؤمنین جنّ هستیم و مثل شما قصد یارى امام حسین علیه السلام را داریم ، یکى از آنها گفت : بهتر است من کربلا بروم و خبرى برایتان بیاورم ، گفتم ، چه بهتر منتظر بودند طولى نکشید که برگشت ، ولى خودش را نشان نداد، تنها با اشعار جانگدازى مطلبش را رساند بخدا سوگند از کربلا نیامدم مگر دیدم بدن امام حسین علیه السلام را بر روى خاکها.(۳۷)
    با عشق حسین خلق و خو باید کرد  ***  از کرب بلایش گفتگو باید کرد
    با دیده گریان به در و درگاهش  ***  رو کرده و کسب آبرو باید کرد
    تربت کربلا در کفن
    مرحوم حاج مؤمن رحمه اللّه علیه ، فرمود: مخدّره محترمه اى ( که نماز جمعه اش را ترک نمى کرد) بمن خبر داد که مقدار نخودى تربت اصلى کربلا بمن رسیده و آن را جوف کفن خود گذارده ام ، و هر سال روز عاشورا خونى مى شود، بطورى که رطوبت خونها به کفن سرایت مى کند و بعد تدریجا خشک میشود.
    از آن مخدّره خواهش کردم که روز عاشورا را به منزلش بروم و آن را ببینم قبول کرد .
    روز عاشورا رفتم به منزل آن مخدّره بخچه کفنش را آورد و باز کرد. حلقه اى از حلقه خون در کفن مشاهده نمودم و تربت مبارک را دیدم همان طورى که آن مخدّره گفته بود،تر و خونین و علاوه لرزان است .
    از دیدن آن منظره و تصوّر بزرگى مصیبت آن حضرت سخت گریان و نالان و از خود بى خود شدم .(۳۸)
    اى حسین جانم سفر تا کوى جانان کرده اى  ***  خاک گرم کربلا را بوسه باران کرده اى
    خاتم انگشترى را نوش کردى جاى آب  ***  با سر از تن جدایت ذکر قرآن کرده اى
    _______________________________________
    ۳۶-تحفه الحسینیّه ، فاضل بسطامى ص ۴۳۲ .
    ۳۷-کتاب مجالس شیخ شوشترى
    ۳۸-داستانهاى شگفت ص ۱۱۲ .

     

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com